تبليغاتX
چشمه ایران

سال 1367 خورشيدي است. خانواده زندانيان دربند نگران و ملتهب دست به دامن هر كه ميشود ميزنند. نگران فرزندان خويشند. مدتي است كه ديگر هيچ خانواده اي ردي از فرزند يا عزيز دربندش پيدا نميكند.  دربهاي زندانها بسته شده است. كليه ارتباطات بچه ها با خارج از زندان قطع است. تلفنها هم قطع است هيچ ارتباطي نيست، ميگويند تمامي زندانيان كميته مشترك نيز به اوين منتقل شدند. در اوين هم منع كامل رفت و آمد برقرار شده است. در سكوت كامل بچه ها را دارند به دار ميكشند، براي كشتن آنان عجله دارند و به اين ترتيب ظرف كمتراز 2 ماه، بيش از30 هزار زنداني سياسي، به‌قتل رسيدند.

كليه ملاقاتها از قبل قطع شده بود. محل دادگاه از دادسرا به‌بند 209 و در نزديكي محل حلق‌آويز كردن قربانيان منتقل گرديد. ماهها و سالها بعد با درزاطلاعات وكشف گورهاي دسته جمعي دراينجا و آنجا، بعضي از خانواده‌ها رد عزيزان خود را ازلابلاي قطعات اجساد و سنگ و كلوخ قبرستانها و گورهاي جمعي، از همه جا هرجا كه فكرش را بكنيد،  پيدا كردند. اسم آنها چيست فرقي نميكند، هر اسمي كه بگويي اسم آنهاست، سي هزار نفرند اسم من، اسم تو، اسم همه اسم آنهاست، آنها همه جا هستند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط منيراصفهاني در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 10:15 |

خبرنامه امیرکبیر: جمعي از دانشجويان دانشگاه هاي منطقه شرق كشور همزمان با دانشجويان ساير دانشگاه هاي كشور روزه سياسي گرفتند. هدف از اين برنامه اعتراض به فشارهاي وارد بر دانشجويان، بازداشت ها، شكنجه دانشجويان در بند و… بود.

اين برنامه سراسري امروز از طرف جمعي از دانشگاه هاي كشور انجام گرفت كه كميته شرق كشور برنامه خود را در مشهد در محل مسجد دانشگاه برگزار نمود.

حاضرين در اين مراسم از ساعت ۱۷ در محل گرد هم آمده و پيش از اذان به بيان نظرات خويش پرداختند.

در ابتدا آقاي پناه آبادي دبير دانشگاه پيام نور با اشاره به اتفاقات صورت گرفته در دانشگاه اميركبير و بازداشتهاي ۱۸تير امسال و يورش به دفتر ادوار تحكيم اين چنين برخوردهايي را تقبيح كردند.

پس از ايشان آقاي حامد منزه عضو انجمن اسلامي دانشگاه فردوسي مشهد با اشاره به فشارهاي بيش از حد در ماه هاي اخير، انجام اعمال خلاف قانون و نسبت دادن آن به دانشجويان و دستاويز قرار دادن آن جهت حمله به دانشجويان، خطر زمينه سازي براي حمله جديد در مهرماه را ذكر كردند. چرا كه با توجه به شرايط فعلي (تحريمها، بنزين، نارضايتي هاي اجتماعي و…) بايد صداي منتقد را خاموش كرد. ايشان بازنشسته كردن اساتيد، بستن روزنامه ها آتش زدن دفتر احزاب و… را در همين جهت ارزيابي كرده اما اين رفتار را شكست خورده به حساب آوردند. ولي نگراني از برخورد شديدتر را يادآور شدند
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط منيراصفهاني در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 11:10 |

نشان گام عقابان در آسمان بر جا نيست

از آنان تنها ترانهاي بر جاي ميماند

كه هر سپيده دم

بر زبان خورشيد               تكرار ميشود

مقاومت در برابر شكنجه ادامه مبارزه زنداني و رو در رويي او با چهره واقعي دژخيم است. در اين مرحله دو حريف به زورآزمايي روياروي هم ميپردازند. البته جنگ نابرابر است اما لحظه محك خوردن همه آرمانها و انديشهها و آرزوها و حتي عواطف زنداني است. او بايد با مقاومت خود در برابر شكنجه، بهايي خونين و دردناك بپردازد و در پايان اين شكنجهگر است كه درمانده و شكست خورده فرو ميريزد و پايان هر شكنجه فرازي از پيروزي آزادي بر اختناق است. اغلب زندانيان اين لحظه شيرين را احساس كردهاند!

زندانيان سياسي در گير يك جنگ نابرابرند. در اين جنگ همه سلاحها و همه امكانات در اختيار دشمن است. دشمن در زندان  حاكم بلامنازع است و زنداني اسيري بيش نيست. زنداني جز يك آرمان انساني كه جانش را بر سر آن نهاده سلاح ديگري نداد. او تنها به يك ايمان يعني يك آگاهي عميق و اراده مصمم  مسلح است. پيروزي در اين نبرد نابرابر يك معجزه شگفتآور است. معجزهيي كه به كرات خلق و تكرار شده است. دهها و صدها و بدون اغراق هزاران مورد بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط منيراصفهاني در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 9:53 |

 

يك پيك موتوري ازتهران گفت مثل همه سهميه بندي بنزين زندگي ما و همه كساني كه با موتور كار مي كنند را فلج كرده است . من ازهمه مال دنيا همين موتور را دارم كه وسيله امرار معاش من است . خانه ام اجاره اي است و تمام مخارج خانواده را با همين موتور تامين مي كردم . سهميه بندي بنزين مرا ازكارم بيكار كرده است . ما موتوري ها چه در گرماي تابستان و چه در سرماي زمستان ازشدت گرما و سوز سرما جانمان به لب مان مي رسد چون حتي يك ماشين نداريم كه سرپناهمان باشد با اين حال بازهم لقمه اي نان به دست مان مي رسيد اما اين را هم ازما گرفته اند . سهميه اي كه براي موتور در نظرگرفته اند كفاك هيچ چيز را نميدهد . يك ليتر در روز به جايي نمي رسد با اين حال 80 درصد موتوري ها حتي هنوزحتي كارت سوخت هم نگرفته اند وبه آنها داده نشده است . يكي از همكارانم هست با 5 – 6 نفر عائله ماهي 200 هزارتومان كرايه خانه ميدهد . او سهميه اش را كامل خرج كرده است و الان مثل ديوانه ها شده است چون نميداند پاسخ معيشت خانواده , پاسخ صاحب خانه و طلبكارانش را چه بدهد
+ نوشته شده توسط منيراصفهاني در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 9:22 |


طبق گزارش هاي رسيده سهيل آصفي به بند 209 زندان اوين منتقل شده است. سهيل آصفي روزنامه نگار، شنبه 13مردادماه جاري پس از حضور در شعبه دوم دادسراي امنيت تهران بازداشت و به قرنطينه زندان اوين منتقل شده بود. در حال حاضر نامي از وي در ليست رايانه اي زندان موجود نيست. مسئولين زندان و دادسراي انقلاب از هرگونه توضيحي در اين باره خودداري مي كنند. در حال حاضر اطلاعي از پرونده و اتهامات وي در دست نيست. به وكلاي وي آقايان عبدالفتاح سلطاني و دكتر ناصر زرافشان امكان ملاقات و آگاهي از پرونده وي داده نشده و اين وضعيت براي مادر وي نيز به همين منوال است. كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر
+ نوشته شده توسط منيراصفهاني در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 9:20 |

يك صد سال پيش در چنين روزهايي نياي ما كه براي كسب آزادي در زير پرچم سرداران و مجاهدان صدر مشروطه تجمع كرده بودند، طعم پيروزي را ميچشيدند، پيروزي كه در اثر اعتراضات و جنبش آزاديخواهي مردم ايران در برابر استبداد سلطنتي به منظور كسب حقوق و آزاديهاي سياسي و اجتماعي، مظفرالدين شاه را مجبور به پذيرش حرف مردم كرده بود.

خواست يك دهه مبارزه و جانفشاني مردم ايران، پير و جوان از همه اقشار اجتماعي به كرسي نشست و نمايندگان مردم ايران اگرچه اندك اما به مجلس راه يافتند.

اگرچه آفتاب پيروزي ديري بر ميهن  ما نتابيد و ديگرباره شب برميهن زجر كشيده مان مستولي شد اما اثرات عميق جنبش مشروطه در جامعه ايران به جاي ماند و سرلوحه مبارزات تاريخ معاصرايران گرديد و درسهاي بزرگي را به ثبت رساند.

در آن روزگار نيز استبداد و شقاوت محمدعليشاه كه  با شدت گستردهاي مردم را از هم ميدريد به همراهي حوزه علميه آن زمان در يك سو،  و جنبش آزاديخواهي مردم ايران با مقاومتي پرشور و سراسر فداكاري براي بر كندن ريشه خودكامگي و برقراري دموكراسي و آزادي پايدار در سوي ديگر، عزم جزم كرده بودند. مقاومتي كه ذره ذره و خشت به خشت آن حاصل رنج تك تك آزاديخواهان آن زمان بود و با رزم و تلاش بيكران مردم ايران از آن حفاظت و پاسداري ميشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط منيراصفهاني در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 17:13 |

دانشجويان  فرزندان  برومند مردم ايران، كساني هستند كه نقش مهمي همواره در روشن كردن اذهان عمومي مردم نسبت آنچه در پس پرده تزوير و رياكاري ميگذرد  داشته و دارند و همواره فرياد  آزاديخواهي نخستين بار از گلوي دانشجو شنيده ميشود، اقدامات دانشجويان طي سالهاي اخير  همواره صفحاتي زرين از تاريخ مقاومت ايران را به خود اختصاص داده است.  

نامه سرگشاده جمعي از فعالان دانشجوئي خطاب به فعالان سياسي فرهنگي و كليه كوشندگان دفاع از حقوق شهروندي چون تيري بر قلب هر خواننده نواخته ميشود. تيري كه نه كشنده بلكه زنده كننده و محي

نوشته اند: زير سنگين ترین فشار ممكن با اخرين نفس ها بانگ بيدار باش را بر وجدانهاي به خواب رفته فرياد مي زنيم. انجمنهايمان قلع و قمع شده اند و  خيلي از دانشجويان يا ستاره دارند يا در زندان زير شكنجه و يا در اعتصاب غذا و يا در انتظار دادگاه و در نوبت زندان. نوشته اند دانشگاه به عرصه تاخت و تاز شبه نظاميان و نهادهاي اطلاعاتي بدل گشته است و هر صداي اعتراضي در نطفه خفه ميشود.

نوشته اند: بسيار نامه سرگشاده و بيانيه نوشتيم ، بارها و بارها اعتراض كرديم و فرياد زديم بر حاكميت و نهادهاي انتصابي اش. گلايه و سرزنش كرديم فرصت سوزي اصلاح طلبان را. افشا كرديم چهره پليد متحجران و فاشيست ها را و چه ها كه نگفتيم. اما اين نامه سرگشاده خطاب به فعالان سياسي و كوشندگان اجتماعي و مدني است با اين اميد كه اين بار از نامه، پاسخي بگيريم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط منيراصفهاني در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 17:10 |

مادر مثيم گفت: ميثم را ميخواهند اعدام كنند. او سراسيمه بود و ميگفت كه به آنها گفته اند كه روز 2مرداد پسرت اعدام خواهد شد. جرم ميثم نه جرم اوباش گري بلكه جرم او داشتن پرونده در 18تير ميباشد، و شش ماه هم به همين واسطه در زندان بوده است.  همان جرمي كه خيلي هاي ديگر وقتي كه در آن روزها جوانان به كمك دانشجويان قيام وا قدام كردند. به همين خاطر شبانه به خانه اش ريختند و او را كشان كشان با ضرب و شتم مغول وار بيرون كشيدند و حالا ميخواهند اعدام كنند. ماشين جنايتكار ملاها تشنه خون جوانان است. جرم او نه اوباشگري بلكه ايستادن در مقابل زور بوده است. و حالا ميخواهند سر يكي يكي آنهايي كه جلوي زورگويان ميايستند را زير آب كنند. دانشجويان را به بدترين نحو در زندانهاي قرون وسطايي شكنجه ميكنند. و ميثم ها را هم شبانه ميگيرند

براي ميثم آزادي و براي مادر شادي حضور فرزندش را در خانه


تصاوير زير از ميثم لطفی است که آثار ضرب و شتم وحشيانه نيروی انتظامی بر چهره او کاملا آشکار است.




 

+ نوشته شده توسط منيراصفهاني در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 10:10 |

 

مادرها درد هم را خوب ميدانند و مادرها براي مادرها بيشتر همدردي ميكنند، و مادرها بيشتر غمگين ميشوند و مادرها

مادر محمدي براي ديدار فرزندان ديگرش به تركيه رفته بود، اين دو بچه در زندان آن دو بچه در ديار غربت از دست ستمگران اين دوران واقعا مادر چه گناهي كرده بود كه اين بلاها به سرش  بيايد؟ او حق ندارد بچههايش را نزد خودش داشته باشد!

شب قبل از شهادت اكبر ضجههاي پدر محمدي امان مرا نيز بريده بود و ميترسيدم، چون هميشه پدرها و مادرها احساس ميكنند، حتي خواب فرزندانشان را ميبينند، آنشب احساس خطر در صداي پدر بيداد ميكرد و صدايش لبريز بود از كمك خواستن

وقتي مادر را آوردند، گير زانوانش رفته بود، عكس اكبر را ميديد ولي باور نميكرد، قبل از آنهم كه به او گفته بودند از هوش رفته بود  وقتي هم جنازه  اكبر را ميخواستند در ماشين بگذارند و اكبر لباس نداشت، مادر بهت زده بود، چكار كند؟

اكبر را دريده و پاره پاره كرده بودند و مادر نميتوانست نگاه كند!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط منيراصفهاني در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 10:59 |